دانلود فایل پژوهش: پایان نامه ارشد رشته فناوری اطلاعات: سنجش احتمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش

گرایش :  سیستم­های اطلاعاتی پیشرفته

عنوان :   سنجش احتمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش 

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده مدیریت و حسابداری

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت فناوری اطلاعات

گرایش سیستم­های اطلاعاتی پیشرفته

 سنجش احتمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش با بهره گیری از رویکرد MCDM فازی در بانک کارآفرین

استاد راهنما

دکترمحمدتقی تقوی­فرد

استاد مشاور

دکتر فتـاح میکائیلی

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

 چکیده

دردنیای کسب و کار امروز، تفاوت سازمان­ها در رشد و ماندگاری به میزان اهمیتی می باشد که به منبع ارزشمند و استراتژیک دانش می­دهند و به تبع آن میزان بهره گیری­ی آنان از این منبع مهم و کلیدی در ارائه­ی خدمات و تولیدات نهفته می باشد. از این رو در چند سال اخیر مبحث جدیدی به­نام مدیریت دانش با هدف تـولید و بهره گیری­ی بهتر از دانش وایجاد سازمان­هایی مبتنی بر دانش در دنیای مدیریت مطرح شده می باشد. مدیریت دانش فرآیند گسترده­ای می باشد که امر شناسایی، سازماندهی، انتقال و بهره گیری صحیح از اطلاعات و تجربیات داخلی را مورد توجه قرار می­دهد. امـروزه دانش مهمترین دارایی سازمان­ها محسـوب می­گردد.

برای استقرار و پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان لازم می باشد آغاز برای مراحل مختلف پیاده­سازی شاخص­هایی تعریف گردد، در مرحله­ی بعد بایستی مدلی برای ارزیابی میزان موفقیت پیاده­سازی درسطح کل سازمان ارائه گردد.

با در نظر داشتن مطالب فوق پژوهش حاضر با هدف سنجش احتمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش با بهره گیری از رویکرد تصمیم­گیری چند معیاره­ی فازی ارائه شده می باشد. این پژوهش با بهره گیری از یک مدل احتمال سنجی برگرفته از مقاله چنگ و وانگ (2009) کوشش در برآورد میزان موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش در بانک کارآفرین بعنوان یک بانک با مالکیت خصوصی و مدیریت حرفه­ای که دستیابی به افق­های جدید و تعالی سازمانی را سرلوحه­ی اهداف خود قرار داده می باشد را دارد. در این پژوهش آغاز هشت فاکتور کلیدی که تأثیر اساسی در پیاده­سازی مدیریت دانش دارند با در نظر داشتن ادبیات پژوهش و مطالعات پیشین شناسایی گردید و توسط کارشناسان و خبرگان بانک کارآفرین مورد ارزیابی قرار گرفت. این هشت فاکتور عبارت بودند از: ویژگی­های کارکنان، استـراتژی سازمان، طرفداری مدیریت ارشد، ارزیابی و انتقال دانش، فرهنگ سازمانی ، زیرساخت سازمانی، زیرساخت فنی و اقدامات انگیزشیمی‌باشد که برای هریک از آنها شاخص­های جداگانه­ای تعریف گردید (مجموعاً 31 شاخص) تا با در نظر داشتن شاخص­های مربوطه مورد ارزیابی قرار گیرند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

با در نظر داشتن تجزیه و تحلیل داده­ها، فاکتورها و همینطور شاخص­های مورد نظر با بهره گیری از ماتریس­های تصمیم­گیری چندمعیاره فازی رتبه بندی شدند که سه فاکتور استراتژی سازمان، فرهنگ سازمانی و زیرساخت فنی به لحاظ اهمیت درپیاده­سازی مدیریت دانش حائز رتبه­های نخست شدند. نهایتآ با بهره گیری از مدل احتمال سنجی، احتمال موفقیت وعدم موفقیت مدیریت دانش در بانک کارآفرین بصورت کمی محاسبه گردید که نشان از احتمال موفقیت ضعیف با در نظر داشتن ارزیابی­های صورت گرفته داشت.

کلمات کلیدی: مدیریت دانش[1]،روش تصمیم­گیری چندمعیاره فازی[2]، احتمال موفقیت3

مقدمه

با پیدایش تکنولوژی­های جدید و جذب و بکارگیری آن در جنبه­های مختلف زندگی امروزی، پارادایم­های جدیدی مطرح شده که زندگی بشررا کاملاً متحول کرده می باشد. درچنین موقعیتی سازمان­ها برای برخورداری از مزیت رقابتی و حفظ و انطباق سازمان درمحیطی متمایز ناگزیر از روی­آوردن به بهره گیری از ابزار­های جدید مدیریتی و روش­های جدید شده­اند. ازاین رو مدیریت دانش همچون یک توجه جدید درسازمان­ها مطرح شده ومدنظر قرار می­گیرد.

امروزه درجوامع توسعه­یافته ، دانش درکنارعواملی همچون سرمایه، زمین و نیروی کار، به­عنوان یکی از مهمترین منابع اقتصادی سازمان محسوب می­گردد. نتایج یک مطالعه دردهه اخیر حاکی ازآن می باشد که بیشترازنیمی از شرکت­های جدید درایالات متحده به­جای ساخت کالا به تولید دانش می­پردازند. پیتردراکر درکتاب خود باعنوان “مدیریت درزمان وقوع تحولی شگرف” درخصوص اهمیت دانش و تأثیر آن درعملکردسازمان گفته می باشد “دانش به یک منبع اقتصادی حیاتی وحتی شاید بتوان گفت به تنها منبع مزیت رقابتی سازمانها بدل شده می باشد)دراکـــر،1998).

خلق دانش، انتقال و نسخه‌برداری ازآن به­راحتی امکان‌پذیر نیست و ازهمین رو دانش درقیاس باسایرمنابع رقابتی سازمان ازجایگاهی استراتژیک برخورداراست.

تصمیم به اجرای مدیریت دانش گاهی برای سازمان­ها مشکل می باشد. ماندگاری و یاسقوط یک سازمان می­تواند به این تصمیم وابسته باشد، پس باتوجه به اینکه پروژه های مدیریت دانش معمولا بسیار هزینه­براست و به زمان نیازدارد تا اثراتش کاملاً در سازمان احساس گردد لازم می باشد که قبل ازرسیدن به توافق عمومی برای پایه‌گذاری مدیریت دانش درشرکت، مطالعه­های ریشه­ای واساسی در داخل و خارج از سازمان صورت پذیرد(بـــاهرا، 2001).

2.1. اظهار مسئله

به این گونه یک روش پیش‌بینی موفقیت و یک روش تصمیم‌گیری موثر می­تواند تصمیم‌گیری بهتر درمورد اجرای مدیریت دانش را امکان پذیر کند. از آنجا که فاکتور­های زیادی برموفقیت دراجرای مدیریت دانش اثرگذار هستند، پیش‌بینی این امر یک مسئله چند معیاره می باشد. دربیشتر مسائل پیش‌بینی برای حل تاثیر فردگرایی وابهامات دنیای واقعی برتحلیل­های آماری واحتمالی تکیه می­گردد.

روش­های آماری برای تخمین اطلاعات غیرقطعی رخداد­ها ونتایج درآینده مورداستفاده قرار می­گیرند، اگرچه روش­های آماری دربرخورد با مفهوم عدم قطعیت موجود درپیش بینی موفقیت مدیریت دانش محدودیت­هایی دارند لذا برای حل اینگونه معضلات، در این پژوهش روش پیش‌بینی خود را براساس روش تصمیم­گیری فازی چندمعیاره ارائه کرده تا به سازمان­ها درشناخت فاکتور­های موثر بر اجرای مدیریت دانش کمک کند. سپس مقادیر پیش‌بینی موفقیت(شکست) درجهت کمک به تشخیص اقدامات اولیه برای بالا بردن احتمال موفقیت مدیریت دانش درسازمان ارائه می­گردد.

به دلیل شرایط و وضعیت‌های پیچیده جدیدی که سازمان‌ها را با تنگناهای رقابتی و تکنولوژیکی مواجه ساخته و تداوم روش‌های سنتی را با مشکل جدی روبرو ساخته می باشد، بانک کارآفریننیز به لزوم بهره گیری از سیستم‌های مدیریت دانش پی برده می باشد. در این پژوهش احتمال موفقیت یاشکست پیاده­سازی پروژه مدیریت دانش را دربانک کارآفرین  مطالعه کرده­ایم. خاطر نشان می گردد که این مدل به ارائه­ی تنها یک مکانیزم مطالعه اکتفا نکرده می باشد بلکه این امکان را فراهم می­کند که با درنظر گرفتن فاکتور­های کلیدی در اجرای موفقیت‌آمیز مدیریت دانش به تحلیل قابلیت­های سازمانی نیز پرداخته گردد .

3.1. اهمیت و ضرورت پژوهش

به دلیل رشد سریع سیستم­های تخصصی دانش محور، مطالعات قبلی در زمینه مدیریت دانش بر روی جنبه­های تکنولوژیکی کاربردها و راهکارها تمرکز دارند. درهر حال مطالعات اخیر اظهار می­کنند که پروژه­های مدیریت دانش تنها با استقرار سیستم­های اطلاعاتی تحقق پیدا نمی­کنند (استیوارت، 1997).

فاکتور­های اثرگذار زیادی موفقیت اجرای مدیریت دانش راتعیین می­کنند. فاکتور­هایی که نیاز به توجه دارند ، تنها مالی نیستند بلکه مسایلی مانند فرهنگ سازمانی، هارمونی، مدیریت، کنترل و اندازه­گیری را شامل می­شوند; مشکل درترکیب فرآیند­های عملیاتی قدیمی و جدید می باشد; تعامل بشر­ها وروابط بین آنها، میزان اثرگذاری مدیریت استراتژیک، شخصیت روسا و بینش آنها، تعریف قوانین جدید درسازمان و غیره .

اولین چالش­ها درپایه­گذاری مدیریت دانش، درترکیب فاکتور­های فوق با محدودیت­ها وقابلیت­های پرسنلی و سازمانی می باشد، با این حال مطالعات گذشته هنوز هیچ ارتباط خطی بین هزینه مدیریت دانش و موفقیت تجاری نیافته­اند . علی رغم بازخورد نامشخص وسرمایه­گذاری گسترده موردنیاز ، عدم توقف سرمایه­گذاری درمدیریت دانش مهم می باشد زیرا این سرمایه­گذاری­ها می­توانند راندمان و اثرگذاری سازمانی راافزایش داده و مزیت­های رقابتی ایجاد کنند.

4.1. هدف های پژوهش یا نتایج مورد انتظار

امروزه بسیاری ازمدیران تأثیر اساسی دانش را درکسب مزیت رقابتی ودنبال کردن اهداف استراتژیک سازمان درک کرده­اند و مدیریت دانش بصورت یک الزام رقابتی درسازمان­ها درآمده می باشد. با وجود این اگر زیرساخت­های مناسب وپیش نیاز­های لازم برای بهره گیری از چنین فرایندی فراهم نباشد پیاده سازی مدیریت دانش شاید حاصلی غیر از انزجار منابع انسانی و اتلاف منابع مالی در پی نخواهد داشت.

این پژوهش رویکردی را براساس روش تصمیم گیری چندمعیاره فازی [1](FMCDM) توسعه داده می باشد وازاین طریق قصد دارد به سازمانها کمک کند که نسبت به فاکتور­های اثرگذارو کلیدی در اجرای مدیریت دانش هوشیارشوند و درحالی که اقدامات لازم قبل ازاجرای مدیریت دانش را معرفی می­کند به اندازه­گیری احتمال موفقیت پروژه مدیریت دانش می­پردازد. پس بطور کلی اهداف این پژوهش عبارتند از:

  • شناسایی فاکتورهای اثرگذار درپیاده­سازی موفقیت­آمیز مدیریت دانش
  • اولویت‌بندی فاکتورهای اثر گذار در پیاده­سازی موفقیت­آمیز مدیریت دانش
  • سنجش احتمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش با بهره گیری از رویکرد تصمیم­گیری چند معیاره فازی

5.1. گزاره‌های پژوهش

سوالات پژوهش

         سوال اصلی پژوهش

چگونه می­توان با بهره گیری از رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره فازی (FMCDM) احتمال موفقیت پیاده سازی پروژه مدیریت دانش را سنجید؟

سوال فرعی پژوهش

  1. فاکتور­های اثرگذار درسنجش احتمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش چگونه شناسایی می­شوند؟
  2. ضریب وزن اثرگذاری فاکتور­ها و درجه امکان موفقیت (شکست) آن فاکتور­ها به چه نحو در سنجش احتمال موفقیت (شکست) نهایی مدیریت دانشتاثیر گذار هستند ؟

6.1. روش کلی پژوهش

این پژوهش براساس هدف جزء تحقیقات کاربردی محسـوب می­گردد به دلیل اینکه در این پژوهش احتـمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش در سازمانها وبخصوص بانک کارآفرین باتوجه به فاکتور­های اثرگذار مورد سنجش قرارگرفته می باشد و سازمان­های مشابه می­توانند برای پیاده­سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش، از نتایج این پژوهش بهره گیری کنند.

ازنظرنحوه تحلیل داده­ها، روش پژوهش توصیفی واز نظر گردآوری داده­ها از نوع پیمایشی می­باشد . توصیفی می باشد به این علت که به تبیین و توصیف داده­های جمع­آوری شده در راستای پاسخگویی به سوالات پژوهش می­پردازد. در این پژوهش جهت گردآوری اطلاعات و داده­های مورد نیاز برای انجام پژوهش از پرسشنامه بهره گیری شده می باشد. علاوه بر بهره گیری از پرسشنامه، از کتب، مقالات، پایان­نامه­ها، اینترنت و پایگاه­های اطلاعاتی نیز بعنوان منابع ثانویه بهره گیری شده و پیمایشی می باشد زیرا در این پژوهش از یک گروه خاص از افراد خواسته شده می باشد که به تعدادی سوالات خاص پاسخ گویند.

7.1. قلمرو مکانی- جامعه پژوهش

جامعه­ی آماری این پژوهش صاحب نظران و خبرگان و کارشناسان واحد ستادی بانک کارآفرین در تهران هستند که با مفهوم مدیریت دانش آشنایی نسبی نیز دارند. خبرگان دراین پژوهش شامل افرادی هستند که حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی درزمینه­های مرتبط با فناوری اطلاعات و مدیریت و همچنین دارای حداقل یک سال سابقه کار دراین زمینه­ها باشند.

8.1. قلمرو زمانی پژوهش

دراین پژوهش وضعیت موجود بانک کارآفرین درزمینه­ی اجرای پروژه مدیریت دانـش درسال 1391 مورد مطالعه قـرارگرفته می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

9.1. روش نمونه­گیری و تخمین حجم جامعه

برای انجام این پژوهش با در نظر داشتن اینکه تعداد افراد خبـره درزمینه فـناوری اطلاعات و کارکنان درگیر درپـروژه­ی پیاده­سازی مدیریت دانش محدود می باشد روش نمونه­گیری متناسب باحجم جامعه و به صورت تمام شماری از کارشناسان و خبرگان واحد ستادی بانک کارآفرین انتخاب گردید.

10.1. روش­های گرد­آوری داده­ها و ابزار مورد بهره گیری برای آن

اطلاعات مورد نیاز برای انجام این پژوهش به دو روش جمع­آوری گردید:

الف) روش کتابخانه­ای: در این روش برای جمع­آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع و پیشینه­ی پژوهش ازکتاب­ها، پایان­نامه­ها، مقالات و پایگاه­های اطلاعاتی بهره گیری شده می باشد.

ب) روش میدانی: در این روش با طراحی پرسشنامه و توزیع آن دربین جامعه­ی آماری اطلاعات مورد نظر پژوهشگر جمع­آوری گردید.

11.1. روش­ تحلیل داده­ها

دراین پژوهش پس از اینکه فاکتورهای اثرگذار برموفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش با بهره گیری از نظرات صاحب نظران مدیریت دانش و کتب و مقالات موجود در این زمینه شناسایی شدند، درجه ی اهمیت هریک از فاکتورها و شاخص­های مربوطه با در نظر داشتن نظرات ارزیابان مشخص گردید.  لازم بذکر می باشد که برای اظهار نظرات خبرگان درمورد­ی درجه­ی اهمیت فاکتورهای اثرگذار و شاخص­های مربوطه از متغیرهای کلامی پارامتری شده در اعداد فازی مثلثی(TFNS)بهره گرفته شده و برای یکی کردن قضاوت خبرگان، مقدار میانگین فازی نظرات خبرگان در مورد یک شاخص به­کار برده شده می باشد.

تبدیل اعدادفـازی مثلثی به اعداد دقیق (Crisp)توسط فرمول BNP که عدد غیرفازی بهتری نسبت به سایر روش­ها بدست می­دهد صورت گرفته می باشد. این فرمول معادل Best Non-fuzzy Performance یعنی بهترین مقدار عملکرد غیرفازی می­باشد. بعد از اینکه اعداد فازی به اعداد غیرفازی تبدیل شدند اقدام به نرمال‌سازی آنها می­کنیم. ارزیابان برای بار دوم نظرات خود را در ارتباط با احتمال تحقق­پذیری و عملی شدن شاخص­های مربوطه درسازمان بصورت مستقل اعلام کردند و مشابه مراحل قبل در ارتباط با احتمال تحقق پذیری فاکتورها و شاخص­ها نیز صورت گرفت. دراین مرحله بعد از غیرفازی کردن اعداد فازی بوسیله روش BNP نـرمال سازی صورت انجام نشد. درنهایت مجموع حاصلضرب درجه­ی اهمیت فاکتورها و شاخص­ها در احتمال تحقق­پذیری آنها، احتمال موفقیت و عدم موفقیت پروژه­ی مدیریت دانش را نشان می­دهد(چنگ و چین، 2009).

فرایند تشخیص درجه­ی اهمیت فاکتورهای اثرگذار و سنجش احتمال موفقیت بصورت زیر می باشد:

  • ماتریس X رابرای درجه­ی اهمیت فاکتورهای اثرگذار تشکیل می­دهیم که در آن (Cj , j=1,2,…,n) شاخص­های موردنظر و (Ei , i=1,2,…,m)نظرات شخصی ارزیابان درمورد درجه­ی اهمیت یا ضریب وزن شاخص­ها می باشد که با بهره گیری از عبارات کلامی اظهار شده می باشد.
  • m تعداد ارزیابان و n تعداد شاخـص­های مورد نظر می باشد،=(Lxij,Mxij,Uxij) Xijارزش عمـلکرد فــازی j امین شاخص اثرگذار ارزیابی شده توسط i امین ارزیاب را نشان می­دهد. ازآنجایی که نظرات ارزیابان با در نظر داشتن تجربه، بینش و دانش آنها متفاوت می باشد ازروش میانگین امتیاز برای ترکیب نظر m ارزیاب بهره گیری کرده­ایم بدین شکل:

درجایی که  ترکیب فازی درجه­ی اهمیت شاخص اثرگذار jام می باشد.

  • پس از غیر فازی کردن اعداد ترکیبی فازی مثلثی به بهترین مقدار عملکرد غیر فازی، به صورت زیر محاسبه شده می باشد:
  • پس از اینکه اعداد مثلثی فازی به اعداد غیرفـازی تبدیل شدند، اعداد دقیق با یکدیگر جمع شده و نرمال‌سازی می­شوند به صورتی­که Rj درجه­ی اهمیت نرمال شده­ی j امین فاکتور اثرگذار بصورت زیر محاسبه می­گردد:

در جایی که

درمرحله­ی بعد ماتریس Y را دقیقاً به همان طریقی که در بالا گفته گردید برای احتمال تحقق­پذیری شاخص­ها تشکیل می­دهیم. مراحل 1 تا 3 برای این ماتریس نیز تکرار می­گردد و درنهایت عدد غیرفـازی Qj را که مقدار دقیق احتمال تحقق­پذیری شاخص jام می باشد بدست می­آوریم. دراینجا نرمال سازی صورت نگرفته می باشد.

زمانی­که درجه­ی اهمیت فاکتورهای اثرگذار وشاخص­های مرتبط با آنها و همچنین ضریب تحقق پذیری شاخص­ها معلوم گردید احتمال موفقیت پروژه به این شکل بدست می­آید:

با داشتن احتمال موفقیت برای احتمال عدم موفقیت داریم:

هر پژوهش علمی می­بایست بر مبنای اصول و قواعد تهیه و تنظیم گردد. روش پژوهش و تحلیل داده­ها در واقع همان قواعد و اصول علمی می­باشند که محقق می­بایست برای طریقه پژوهش خود مورد توجه قرار دهد. در پژوهش حاضر از رویکرد تصمیم­گیری چند معیاره فازی برای سنجش احتمال موفقیت و[2]Fuzzy DEMATEL برای تعیین روابط علت و معلولی و همچنین شناسایی فاکتورهای تاثیرگذار و تاثیرپذیر حین اجرای پروژه بهره گیری شده می باشد.

پس از اینکه فاکتورها با بهره گیری از روش Fuzzy DEMATEL به دو دسته­ی فاکتورهای علت و معلول تقسیم بندی شدند اثرگذاری عوامل بر روی هم و برکلیت سیستم مشخص گردیده می باشد.

12.1. معضلات و محدودیت­های پژوهش

  • عدم وجود اطلاعات مرتبط با پیاده­سازی چارچوب مدیریت دانش در سازمانهای پولی نظیر بانک­ها
  • دشواری دسترسی به خبرگان درزمینه­های مرتبط با موضوع پژوهش
  • عدم همکاری بعضی ازمدیران درتکمیل پرسشنامه­ها

13.1. چارچوب کلان نظری پژوهش

دراین پژوهش براساس روش تصمیم­گیری چندمعیاره فـازی(FMCDM) از مدلی تحلیلی برای سنجش احتمال موفقیت پیاده­سازی مدیریت دانش دربانک کارآفرین بهره گیری شده می باشد که چهار عنصر اصلی آن عبارتند از: شناسایی فاکتورها و شاخص­های اثرگذار کلیدی که بایستی درپیاده­سازی مدیریت دانش مورد توجه قرار گیرد، تعیین درجه اهمیت یا ضریب وزن این شاخص­ها توسط خبرگان، ارزیابی از احتمال تحقق پذیری این عوامل توسط خبرگان و درنهایت محاسبه­ی احتمال موفقیت و عدم موفقیت پروژه­ی مدیریت دانش.نهایتاً از روش Fuzzy DEMATEL برای تعیین تاثیرگذاری و تاثیر پذیری فاکتورها برهم و برکلیت سیستم بهره گیری شده می باشد.

شکل(1-1). چارچوب مفهومی پژوهش

14.1. واژگان تخصصی پژوهش

مدیریت دانش: فرایند سیستماتیک جستجو، انتخاب، سازماندهی، پالایش و نمایش اطلاعات می باشد به طریقی که درک کارکنان درزمینه­ی خاص بهبود و اصلاح گردد و سازمان بصیرت و درک بهتری از تجربیات خود کسب کند (داونپورت و پروساک، 1998).

تصمیم­گیری چندمعیاره: تعداد محدودی از آلترناتیوها رادربر می­گیرد که تصمیم­گیرنده بایستی براساس اوزان خاصی که به معیارها و شاخص­های آلترناتیو­ها تخصیص داده می­گردد آنها را ارزیابی، رتبه­بندی یا انتخاب کند (چنگ و چین، 2009).

احتمال موفقیت: مجموع احتمال موفقیت همه­ی شاخص­های تاثیر گذار در فرآیند پیاده­سازی مدیریت دانش می باشد که بصورت عددی  

1.2. مقدمه

درجامعه فراصنعتی امروزه دانش به یک منبع کلیــــدی اقتصاد تبدیل گردیده می باشد. در رویارویی با رقابتهای جهانی و محیط‌های پویا به سازمان­ها توصیه می گردد که برای دسترسی به بازارهای جدید و فناوریهای جدید از تخصص ومهارتهای افرادی با استعدادهای متنوع بهره گیری کنند. سازمانهای سلسله مراتبی بزرگی که زمانی به لحاظ تسهیلات فیزیکی و زیرساخت‌های فناوری گسترده خویش رسوخ ناپذیر تلقی می شوند امروزه در پاسخ به بازارهای ناپایدار و نیز برآوردن نیازهای مشتریان، از حیث ارائه سریع کالاها و خدمات، با مشکل مواجه گردیده اند(دراکر،1998).  بنابر نظر مدیران، برای بقا در محیط‌های پیچیده و پویا ضروری می باشد که سازمانها از چابکی و انعطاف پذیری لازم برخوردار باشند و نیز در اداره دانش به صورت کارا اقدام کنند. مع هذا، اکثر مدیران در درک جنبه های عملی مدیریت دانش با چالش‌های زیادی روبرو هستند (دانپـورت و همکاران،۱۹۹8). از آنجایی که به گونه سنتی مدیران با منابع فیزیکی و ملموسی کار کـرده اند وقوع چنین چالش­هایی اجتناب ناپذیر می باشد.

مقوله دانش و مدیریت دانش رفته‌رفته جای خود را در سازمانها بازمی‌كند. امروزه مدیران سازمانها می‌دانند ماشین‌آلات، تجهیزات و ساختمان را نمی‌توان اصلی‌ترین دارایی یك سازمان به حساب آورد. آن چیز که به عنوان دارایی مهم هر سازمان به شمار می‌رود، دانش سازمانی می باشد و مدیریت صحیح برآن باعث كسب مزیت رقابتی برای سازمان و درنهایت پیروز شدن بر رقبا خواهد گردید.

بی‌دلیل نیست كه یكی از مدیران ارشد شركت “هیولت پاكارد” می‌گوید: “اگر هیولت پاكارد می‌دانست كه چه چیزهایی را می‌داند، سود دهی‌اش سه برابر می‌گردید”.

2.2.  اهمیت گفتمان مدیریت دانش

استیوارت[3] عقیده دارد که اطلاعات و دانش دردنیای رقابتی امروز به عنوان یک سلاح هسته­ای[4]اقدام می­کند، به عقیده­ی وی دانش بسیار مهمتر و نیرومندتر از منابع طبیعی، کارخانه­های بزرگ و حسابهای بانکی کلان می باشد. استیوارت پیشرفت وترقی شرکت­هایی همچون وال­مارت، مایکروسافت وتویوتا را که به لحاظ دارایی­های فیزیکی و منابع مالی بسیار پایین تر از صنایعی همچون سیرز، آی­بی­ام وجنرال موتورز بودند را به خاطر سرمایه­های فکری این شرکت­ها می­داند.نیکولاس باهرا[5] درمقدمه­ی کتاب خود( مدیریت دانش به­عنوان یک ابزار رقابتی ) سه دلیل برای اهمیت آن ذکر می­کند.

نخستین دلیل آن می باشد که مدیریت دانش یک ابزار رقابتی پول­ساز می باشد[6] وازبسیاری از هزینه­ها نیز می­کاهد[7]که مجموع این مبالغ در طول سال می­تواند اعداد هنگفتی نظیر ده­ها، صد­ها یا میلیون­ها دلار باشد. دلیل دوم اهمیت مدیریت دانش، همراه بودن فرایند­های آن با تکنولوژی می باشد که این امکان را به کاربران و سازمانها برای توسعه­ی سیستم­ها و فرایند­های خود می­دهند. سومین دلیل که مهمترین دلیل نیز هست مدیریت دانش را به­عنوان یک دیسیپلین مدیریتی شناسانده می باشد که رویکردی بشر مدار داردکه با اجرای آن کارکنان از مزایای آن منتفع خواهند گردید به شکلی که کارکنان لذت بیشتری از کارشان می­برند، مشارکت بیشتر، یادگیری بیشتر و درک بهتری خواهند داشت.

3.2.  ﺗﻌﺮﻳﻒﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶ

ﺗﻌﺮﻳﻒﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶﻣﺸﻜﻞاﺳﺖوﻫﻴﭻﺗﻌﺮﻳﻒﻣﺸﺨﺼﻲﻛـﻪﺑـﻪﻃـﻮرﺟﻬـﺎﻧﻲ ﻣﻮردﺗﻮاﻓﻖﺑﺎﺷﺪوﺟﻮدﻧﺪارد. ﻳﻚﻣﺸﻜﻞﻣﻌﻤﻮلدرﺗﻌﺮﻳﻒﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶاﻳﻦاﺳـﺖ ﻛﻪﺗﻌﺮﻳﻒداﻧﺶﺑﻪاﻧﺪازه­ايوﺳﻴﻊاﺳﺖﻛﻪﺗﻘﺮﻳﺒﺎًﻫﺮﭼﻴﺰيﻛﻪاﺟﺎزهدركﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲرا ﺑﺪﻫﺪﻛﻪﻓﺮدﺑﺮايﻛﺎرﻛﺮداﺛﺮﺑﺨﺶدراﻳﻦﺟﻬﺎنﺑﺪانﻧﻴﺎزدارد،ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧﺶ ﻧﺎﻣﻴﺪهﺷﻮد. ﺳﺨﺘﻲاراﺋﻪﺗﻌﺮﻳﻒﻣﺸﺨﺺازﻣﺪﻳﺮﻳﺖداﻧـﺶﻣﻮﺟﺐﺷﺪهتـاﺻﺎﺣﺐﻧﻈﺮانﺑﺮاﺳﺎسﺗﺠﺎربﺧﻮدودﻳﺪﮔﺎهﻫﺎيﻣﺨﺘﻠﻒ،ﺗﻌﺎرﻳﻒﮔﻮﻧـﺎﮔﻮﻧﻲراﺑﻴـﺎنﻛﻨﻨﺪ. دالکیر درکتاب ” مدیریت دانش در تئوری و اقدام” خود اذعان می­دارد که یک پژوهش غیر رسمی وی را به بیش از صد تعریف ارائـه شده از مدیریت دانش رهنمون ساخته که از این بین حداقل72تعریف، تعاریف خوبی به نظر می­آیند.

تعداد صفحه :142

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان